حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2314

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

مصيبت من با خشم خودتان نسبت بدشمنان بنمائيد ، اين شادى وحشيانه را از آنها بگيريد . جزاى آنها را در ازاى شقاوتشان در كنارشان بگذاريد ، و از بدبختى من اينقدر افسرده و مأيوس نشويد . وقتى كه شخص در جستجوى چيزهاى بزرگ است ، بايد تحمّل بدبختيها را داشته باشد . لوكولّوس خون روميها را ريخت ، تا بر تيگران غلبه كرد . سىپيون « 1 » به همين وسيله بر آن‌تيوخوس فائق آمد ، نياگان ما هزار كشتى در درياى سيسيل از دست دادند و مرگ چندين سردار و سركردگانشان را در ايطاليا ديدند ، باوجود اين شكست‌هايشان مانع نبود ، از اينكه فاتحينشان را مطيع گردانند . قدرتى ، كه اكنون روميها دارند از عنايت اقبال نيست ، از شكيبائى و شجاعتى است ، كه در موقع ادبار نشان داده‌اند ( كراسّوس ، بند 34 ) . اين تشويق كراسّوس اثر كمى در عدّه زياد سپاهيان كرد و وقتى كه او فرمان داد ، فرياد شروع بجنگ را برآرند ، از صداى ضعيف و آهنگ غيرمساوى سپاه دريافت ، كه سربازان او افسرده و مأيوس‌اند . چه تفاوتى بزرگ بين اينفريادها و فريادهاى محكم و نيرومند پارتيها بود . حمله شروع شد ، سواران سبك‌اسلحهء پارتى در پهلوهاى روميها پديدار گشتند و تگرگ تير بر آنها باريدند . بعد سواران سنگين اسلحه با نيزه‌هايشان از جبهه حمله آورده روميها را مجبور كردند در فضائى تنگ جمع شوند . چند نفر رومى براى اينكه از مرگ خلاصى يابند ، با كمال يأس خودشانرا بميان پارتىها ميافكندند ، نه از اين جهت ، كه ضررى زياد بپارتيها رسانند ، بل براى اينكه از نيزه‌هاى پارتيها زخمهاى عريض و عميق بيابند و زودتر بميرند . ضربت اين نيزه‌ها چنان سخت و قوى بود ، كه غالبا تن دو سوار را ميشكافت . چنين جدالى تا شب امتداد يافت و بعد پارتيها باردويشان برگشتند . وقتى كه ميرفتند ، گفتند ، كه يك شب به كراسّوس فرصت ميدهند ، تا براى پسرش نوحه و زارى كند ، مگر اينكه ، تا او را كشان‌كشان نزد ارشك نبرده‌اند ، خودش تصميمى عاقلانه گرفته نزد او برود . پارتيها نزديك روميها اردو زدند و اميدوار

--> ( 1 ) - Scipion .